نخرید، نخورید

نخرید، نخورید

غلامرضا کیامهر-روزنامه‌نگار

این که می‌گویند تاریخ تکرار می‌شود، یک واقعیت است.
تکرار تاریخ هم می‌تواند در مورد وقایع تاریخی و سرنوشت‌ساز باشد و هم در ارتباط با موضوعاتی به ظاهر پیش پا افتاده اما تأثیرگذار در زندگی یک ملت که بعضاً طنز آمیز هم به نظر می‌رسد.
هفته گذشته معاون محترم بازرگانی وزارت صنعت و معدن و تجارت که گویا مسئولیت تنظیم بازار ارزاق عمومی هم با ایشان است، در واکنش به انتقادهایی که این روزها از گرانی و کمیابی گوشت مرغ در رسانه‌ها صورت می‌گیرد، خیلی راحت و
بی‌تکلف فرمودند اگر مرغ گران است، نخرید و نخورید. اینکه آیا برای ارائه چنین راه حلی برای گرانی قیمت مرغ، گوشت قرمز و یا دیگر ارزاق عمومی انسان باید حتماً معاون یک وزارتخانه عریض و طویل به نام وزارت صمت یا وزارت جهاد کشاورزی با کلی پرسنل و مدیر و مدیرکل و دم و دستگاه اداری باشد و هر سال چند صد میلیارد تومان از بودجه دولت صرف هزینه‌های اداری چنین وزارتخانه‌ها و چنین معاونت‌هایی شود، سوال بزرگی است که آقای رئیس جمهور باید به آن پاسخ دهد. آیا ارائه راه حلِ اگر مرغ گران است، نخرید و نخورید به تخصص و تجربه خاص نیاز دارد؟ مثلاً آیا یک کارمند دون‌پایه همان وزارت صمت هم حاضر است برای حل معضلی به نام کمیابی و گرانی
مرغ چنین راه حلی به مردم ارائه دهد؟ پس اگر قرار است مردم هر ماده غذایی گران را نخرند و نخورند، این نسخه شفابخش آقای معاون وزیر به سایر اقلام خوراکی مهم‌تر هم تسری پیدا کند. با اطلاعی که از گرانی‌های سرسام‌آور داریم، دیگر چیزی برای خوردن و زنده ماندن در سفره‌های مردم باقی نخواهد ماند و آیا بعد از گذشت حدود چهل و دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی و آن همه شعارهایی
که درباره پیشرفت‌های شگفت‌انگیز کشور سر داده می‌شود، آیا درست است که امروز یکی از چالش‌های بزرگ اکثریتی از مردم ما ایستادن‌های طولانی مدت در صف‌های خرید مرغ و روغن و
این قبیل اقلام خوراکی باشد؟ آن وقت دنیا با دیدن این صحنه‌ها درباره دستاوردهای چهل و دوساله‌ای که از آن سخن می‌گوییم چگونه قضاوت خواهد کرد؟ آیا صرفاً داشتن نیروی نظامی قدرتمند و هم‌پیمانانی چون روسیه و چین و حماس و سوریه به تنهایی می‌تواند ضامن دوام و بقاء کیان و استقلال کشور و جامعه ما باشد. امروز مردم می‌بینند دولتی بعد از گذشت هشت سال از کسب قدرت و انواع و اقسام تجربه‌های کوچک و بزرگ، از حل مشکل نه چندان بزرگی همچون تأمین نیازهای اولیه سفره‌های غذای مردم عاجز است، چنین مردمی چگونه می‌توانند امیدوار باشند دولتی که سال آینده بر سر کار خواهد آمد آینده‌ای بهتر و روشن‌تر برایشان رقم زند، با کدام بودجه و کدام راه حل؟ اگر راه حل خوبی دارید بسم‌الله امروز وقت ارائه بهترین راه‌حل‌هاست. راه حلی که معاون وزیر صمت چند روز پیش برای مشکل گرانی و کمیابی مرغ به مردم ارائه داد به دلیل شباهت تام و تمامی که به راه حل هویدا نخست وزیر شاه دارد، به تمام معنا نوعی تکرار تاریخ است. در
سال‌های دهه پنجاه که افزایش شدید درآمدهای نفتی سیل واردات انواع محصولات کشاورزی و خوراکی به کشور سرازیر شده بود و در فصل زمستان هم میوه‌های تابستانی وارداتی در میوه فروشی‌های بالای شهر به وفور و با قیمت گران به مشتریان پولدار عرضه می‌شد، هویدا در پاسخ به مطلب انتقادی که گویا در روزنامه کیهان آن زمان از قول یک شهروند در خصوص گرانی قیمت انگورهای وارداتی از استرالیا نوشته شده بود، با لحن و ادبیات خاص خودش جواب داد: اگر انگور وارداتی گران است و درآمد شما کفاف خرید آنرا نمی‌دهد، انگور نخرید و نخورید.
حالا می‌بینم بعد از گذشت حدود نیم قرن از آن راه حل هویدایی یک معاون وزیر در جمهوری اسلامی ایران مشابه همان نسخه را اما نه برای انگور و سایر اقلام غذایی و غیر غذایی وارداتی خاص، که برای محصول مرغ تولیدی مرغداری‌های وطن برای تمامی قشرهای کم درآمد می‌نویسد و می‌گوید اگر مرغ گران است نخرید و نخورید.
آیا این نوعی تکرار تاریخ درباره دو مقوله کاملاً متفاوت نیست و آیا ارائه چنین راه حلی می‌تواند در شأن دولتی باشد که رئیس جمهور آن در هر سخنرانی از مقاومت شکست ناپذیر مردم ایران در برابر تحریم‌های اقتصادی آمریکا با صدای بسیار رسا سخن می‌گوید و آیا اصولاً گرانی کمرشکن مرغ و دیگر محصولات تولید داخل کمترین ارتباطی با تحریم‌های آمریکا دارد؟