چگونه از کرونا استفاده کنیم؟

 چگونه از کرونا استفاده کنیم؟

الهام خوشناموند-روزنامه‌نگار

شهرستان بودم، خانه‌ی پدری. ساعت دوازده شب از زیرنویس شبکه‌ی خبر، افزایش قیمت بنزین را متوجه و شوکه شدیم. چیزی نگفته بودند و همه‌چیز ناگهان اتفاق افتاده بود. بحث‌های معترضانه‌ی خانوادگی تا دیروقت ادامه داشت. فردا صبح بیدار شدیم با ادامه‌ی بحث دیشب. همه ناراضی بودند از این اتفاقِ بی‌خبر. نظرشان هم این بود که افزایش قیمت بنزین، روی همه‌چیز تاثیر می‌گذارد بدون آن‌که درآمدها اضافه شود. کم کم اعتراض‌ها از غرولندهای سر سفره‌های صبحانه به خیابان کشیده و فریادها بلند و بلندتر شد. مردمی که از به‌حساب نیامدن برای درجریان‌قرارگرفتن قبل از اعمال گرانی بنزین، فقر کمرشکن و بی‌برنامه‌گی دولت در تامین حداقل‌ نیازهایشان به ستوه آمده بودند، از مناطق حاشیه و طبقات زیر خط فقر، جانشان را در دست گرفته به خیابان‌ها آمدند. پشت‌بندش اینترنت و ارتباط مردم با هم و با دنیا قطع شد. جسته و گریخته خبر کشتارهای باورنکردنی در گوشه و کنار کشور از منابع غیررسمی منتشر می‌شد و همین موضوع باعث خشم بیشتر معترضان شد. آتشی که از سال‌ها پیش، زیر خاکستر صبر مردم است، داشت شعله‌ور می‌شد و جریان را از کنترل خارج می‌کرد. آمارهای عجیب جان‌باختگان، در نبود فضای منصف رسانه‌ای، بنزین این آتش شده بود. کم‌کم بی‌تفاوت‌ها هم داشتند به میدان می‌آمدند و این اتفاقی بود که قطعاً هیچ حکومتی نمی‌خواهد بیفتد. تا این‌که استفاده از برخورد «گازانبری» با معترضان، آن‌هم در فضایی چراغ‌خاموش از اینترنت و ارتباط، به طور موقت جواب داد و ظاهراً غائله خوابید بدون پاسخ عملی به خواست‌های مردم.
ترسی که گلوله و فشار ایجاد کرد، مردمی را که هنوز امید به بهبود زندگی داشتند به عقب‌نشینی واداشت. در حالی که خود بازیگران اصلی هم می‌دانند آن‌چه در آبان اتفاق افتاد، پیش‌درآمد سیلی‌ست که عنقریب از زاغه‌ها به راه می‌افتد و همه چیز را با خود می‌برد.
حالا چه با لبخند مشمئزکننده روبروی دوربین‌ها بگویند که جمعه باخبر شده‌اند و چه آمارهای تلفات را در شبکه‌های تلویزیونی با شدت هرچه تمام‌تر تکذیب کنند؛ تاثیری به غیر از بی‌اعتمادی و خستگی هرچه بیشتر توده‌ی مردم از اوضاع جاری ندارد.
حالا یک منجی لازم بود تا توجه مردم را از وقایع آبان و آذر منحرف کند که کرونا آمد. وحشتی که با آمدن این دشمن نامرئی مردم را فرا گرفت باعث شد که دولت، فرصت را چهارچنگولی بگیرد و اژدها را ول کند در خانمان ملت. مدت‌ها قبل از اعلام عمومی، کرونا آمده یا آورده شده بود اما باید برای روکم‌کنی ترامپ، جشن چهل و یک سالگی انقلاب و برای شکستن پوزه‌ی ناراضیان از نظارت استصوابی، انتخابات مجلس طبق قرار انجام می‌شد و بعد چو می‌افتاد که: تازه فهمیده‌ایم و مردم خودتان را بپایید!
این هدیه‌ی به موقع، چیزی نبود که بشود با قرنطینه‌ی قم و اجبار مردم از همان ابتدا به رعایت فاصله و استفاده از ماسک، مهارش کرده و از دستش داد.
خدا رسانده بودش و باید کشتی طوفان‌زده را نجات می‌داد.برای همین، حتی مدل مدیریت رفیق‌چین در مهار کرونا هم کنار گذاشته و زبان‌ها را برای موعظه و نصیحت، از غلاف درآوردند. شمشیری که سال‌هاست عدم کارآئیش در کنترل و اصلاح به اثبات رسیده است. به هرحال بدون هیچ حمایت عملی، از مردم «خواهش» کردند در منزل بمانند اما جایی را تعطیل نکردند. آزادراه‌ها را قبل از تعطیلات عید افتتاح کردند اما گفتند مسافرت نروید. ورودی شهرها را کنترل نکردند ولی از بی‌ملاحظگی مردم در سفر رفتن، گله‌‌مندند. وقتی کمر کادر درمان زیر فشار موج مرگ‌های وحشت‌آور، تا شده بود، روغن بنفشه را به کمک فرستادند تا به کمک ادرار شتر، مشکل را حل کند.
خلاصه مردم گرسنه و گرفتار و دلمرده را در اتاقی با شیری درنده تنها گذاشتند و منتظر نشستند تا کار، یک‌سره شود در حالی‌که خودشان خیلی آرام و بدون جلب توجه، قیمت‌ها را به اوج رساندند، دادگاه‌هایی برگزار شد که در شرایط عادی، هر جلسه‌اش غوغایی به پا می‌کرد، قراردادهایی را علنی کردند که افشای بعضی مواردش، حتی بی‌خیال‌ترین ایرانی‌ها را هم به عکس‌العمل واداشته، محیط زیست و جنگل‌های کشور در بی‌پناهی کامل در دست آتش، رها و برای متهمان حوادث آبان حکم اعدام صادر شد و در این میان، برای تکمیل طنز ماجرا، حسین هدایتی هم هر روز ملاقات شرعی دارد!
در حالی که مردم سرها را در گریبان برده‌اند و فقط می‌خواهند فعلاً زنده بمانند، این استفاده ابزاری از هجوم کرونا برای خفه کردن و کنترل خشم گرسنگان بی‌طبقه، به حدی ناجوانمردانه انجام شده که بعد از ۶ ماه، نه تنها موفقیتی در مهار بیماری کسب نکرده‌اند که، حتی به گواه آمارهای رسمی هم، اوضاع از کنترل خارج شده. روزانه هزاران مبتلا و صدها کشته، موید این ادعاست. چه چیزی بهتر از حضور این فاجعه، می‌توانست توجهات را از خشم‌های فروخورده و مطالبات برآورده نشده، منحرف کند؟
طبیعی‌ست که این موهبت چین‌آورده، چیزی نیست که قدردانش نباشند و صله‌ای درخور به پاداشش ندهند.اما نباید فراموش کنند که کرونا به هر حال روزی تمام می‌شود و آن‌وقت این لشکر تار ومار و زخم‌خورده دیگر چیزی برای باختن ندارد. وقتی خشمش طغیان کند تا ویرانی کامل، می‌جنگد و می‌شود آن‌چه نمی‌خواهید بشود. اگر از فرصت بیماری با بها دادن به جان شهروندان، برای ترمیم وجهه، استفاده می‌شد؛ بدون شک در اتفاقاتی که در آینده، حاشیه‌ها و حاشیه‌نشینان رقم می‌زنند نقش متعادل‌کننده‌ی مهمی ایفا می‌کرد.
ملت، رهاشدگی و تنهایی‌اش را در این روزهای تلخ از یاد نمی‌برد و این چیزی نیست که در حوادث ناگزیر پیش‌رو، کم‌اثر باشد.
دولت، کرونا را مهار نکرد تا خشم معترضان را مهار کند ولی ای کاش رنج و بیماری مردم، داروی فراموشی و وسیله‌ی انتقام از حوادث آبان و آذر نمی‌شد. چون به زودی باز هم بساط صبحانه در خانه‌ها پهن می‌شود و بغض‌ها از سفره‌های خالی به خیابان‌های شلوغ، کشیده خواهد شد.